• Date
    24 June 2015
    آهِرلی: اگر چه تاریخ تاسیس آن معلوم نیست ولی از آثار تاریخی موجود در اطراف آن مشخص است که رومی‌ها در آنجا زندگی کرده‌اند. زمانی که شهرستان آهرلی قصبه‌ای وابسته به بُزکر بود، در سال 1991 عنوان شهرستان به خود گرفت. قبلاً فعالیت‌هایی مانند دبّاغی، تولید و فروش نخود، ابزارسازی و قصّابی به اقتصاد آن جهت میداد ولی در طی زمان و انجام مهاجرت این نوع فعالیت‌ها از میان رفته و جای خود را به صورت عمومی به کشاورزی و در دامداری در ابعاد کوچک سپرده ‌اند. گندم، جو، نخود و سیب به عنوان محصولات زراعی در راس قرار دارند. دریاچه آتشفشانی دیب‌سیز گُل که در جنوب شرقی آهرلی قرار دارد یکی از مناطق توریستی منطقه به شمار می‌آید. اگر چه تاریخ تاسیس آن معلوم نیست ولی از آثار تاریخی موجود در اطراف آن مشخص است که رومی‌ها در آنجا زندگی کرده‌اند. زمانی که شهرستان آهرلی قصبه‌ای وابسته به بُزکر بود، در سال 1991 عنوان شهرستان به خود گرفت. قبلاً فعالیت‌هایی مانند دبّاغی، تولید و فروش نخود، ابزارسازی و قصّابی به اقتصاد آن جهت میداد ولی در طی زمان و انجام مهاجرت این نوع فعالیت‌ها از میان رفته و جای خود را به صورت عمومی به کشاورزی و در دامداری در ابعاد کوچک سپرده ‌اند. گندم، جو، نخود و سیب به عنوان محصولات زراعی در راس قرار دارند. دریاچه آتشفشانی دیب‌سیز گُل که در جنوب شرقی آهرلی قرار دارد یکی از مناطق توریستی منطقه به شمار می‌آید.
  • Date
    24 June 2015
    در فاصله 49 کیلومتری از چاتال هویوک، قدیمی‌ترین مرکز شهرنشینی آناتولی، واقع شده است. بنا به روایتی، به دلیل پوشش حجیم جنگلی و دارا بودن شکار فراوان به آن آورَن به معنی آو ووران (شکارچی)، آو وِرَن (شکار دهنده) و یا آغاچ اِورَنی (دنیای درختان) نام داده و با آمدن مردم از 7 ویرانه اطراف آن و گردهم آمدن در محل اقامت امروزه، نام آن به آک‌ویران (ویرانه سفید) تغییر نموده است. پس از دوره جمهوریت در سال 1961، توسط وزارت امور داخلی (وزارت کشور) نام آن از آک‌ویران به آک‌اُرَن تغییر و به صورت رسمی ثبت شده است. در4 اوت 1914 آک‌اُرَن تبدیل به بخش شده و در همان تاریخ شهرداری آن تاسیس شده‌است. طی قانون شماره 3392 مورخ 19.06.1987 به همراه 8 روستای وابسته به خود عنوان شهرستان را گرفته است. سپس طی مصوبه هیئت وزیران به شماره 38043-91 مورخ 20.06.1991 روستاهای آودان، دوتلو و بِل‌کویو از شهرستان بُزکر از نظر ملکیت جدا شده و با وابسته شدن به آن تعداد روستاهایش به 11 افزایش یافته است. آک‌اُرَن که در جنوب‌غربی‌ترین منطقه آناتولی مرکزی قرار دارد، در شمالش شهر قونیه و کوههای آباز، در جنوبش بُزکر و در غرب آن سِیدی‌شهیر واقع شده‌است. در محدوده آن سد مای (7،8 کیلومتر مربع) و دریاچه‌های آک‌اُرَن و مای قرار دارند.
  • Date
    24 June 2015
      آک‌شهیر: تاریخ تاسیس آن به عنوان محل اقامت به صورت قطعی معلوم نیست. تاریخی نزدیک به تاریخ آناتولی دارد. در این منطقه هیتیت (1200-1800 قبل از میلاد)، فریگیا، لیدیا، روم و بیزانس‌ها اقامت گزیده و در سال 1447 به دست عثمانیان افتاد. به صورت قطعی معلوم نیست ولی در سال 1868 شهرستان شده و در 1854 صاحب تشکیلات شهرداری شده است. آک‌شهیر جایگاه مهمی در نبرد رهایی ملی دارد. قرارگاه جبهه غرب در 18 نوامبر 1921 به آک‌شهیر انتقال یافته و فعالیت‌های آماده‌سازی 9.5 ماهه در این شهرستان انجام شده‌است. بنایی که فعالیت‌های آماده‌سازی در آن انجام شده و محل کار آتاتورک بوده‌است، امروزه به عنوان موزه آتاتورک مورد استفاده قرار می‌گیرد. تعرّض بزرگ که در 26 اوت 1922 آغاز شد، در 30 اوت با پیروزی به پایان رسید. موزه امروزی، در سالهای 1906-1905 به عنوان ساختمان شهرداری و در دوره 22نوامبر1921-24اوت1922 به عنوان قرارگاه جبهه غرب مورد استفاده قرار گرفته، در سال 1975 نیز طبقه پایین بازسازی شده آن برای دیدار عموم باز شده‌است. بدین ترتیب در حالیکه آثار مردم‌شناسی (لوازم مورد استفاده آتاتورک) در یک طبقه نمایش داده می‌شد، طبقه بالا نیز به عنوان قرارگاه جبهه غرب (اتاقهای کار آتاتورک، عصمت پاشا، ,عاصم گوندوز ودستیارانشان) مرتب شده‌است. نام آک‌شهیر با ملانصرالدین آوازه و شهرت جهانی یافته است. برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره ملانصرالدین استاد مزاح و اندیشمند مشهور که تا سال وفاتش در سال 1284 در آک‌شهیر می‌زیسته‌است، هر ساله مراسم جشن و فستیوال‌هایی در سطح ملی و بین‌المللی برگزار می‌شود. این شهرستان در یک دشت صاف واقع بر دامنه کوههای سلطان که در غرب شهر واقعند، قرار دارد. در شمال آن توزلوک‌چو، در شرق آن شهرستان اِلگین، در جنوب آن شهر اسپارتا واقع شده‌اند. در شمال آن دریاچه آک‌شهیر واقع شده‌است. در این شهرستان آثار دوره سلجوقی مانند تربت ملانصرالدین و مدرسه سنگی موجود هستند.
  • Date
    24 June 2015
    1-4  آلتین‌اِکین: تاریخ شهرستان آلتین‌اِکین به عصر‌های بسیار قدیمی می‌رسد. این شهرستان در زمان سلجوقی مرکز تجاری مهمی بود. ولی بی ثمر شدن اراضی آن موجب آغاز مهاجرت و از بین رفتن تدریجی تجارت شد. این شهرستان که در دوره جمهوریت کلیه سازمانهای دولتی در آن شکل گرفته بود، با انتقال این سازمان‌ها به جای دیگر شکل یک بخش کوچک را به خود گرفت. زمانی که آلتین‌اِکین یک قصبه بود، با قانون شماره 3292 منتشره در روزنامه رسمی شماره 19507 مورخ 4 ژوئیه 1988 به شهرستان تبدیل شد.
  • Date
    24 June 2015
    1-5  بِی‌شهیر: تاریخ بِی‌شهیر تا سالهای 7000-6000 سال قبل از میلا یعنی دوره نوسنگی می‌رسد. در سالهای 2000 قبل از میلاد هیتیت‌ها، در افلاطون‌پینار و فاسیللار آثار جاودانه‌ای از خود به جای گذاشته‌اند. در این سالها این منطقه مورد استیلای دولت‌های مصر و آشور قرار گرفته بود. در سالهای 1200 قبل از میلاد تحت سلطه فریگ‌ها در آمده و سپس در آن دولت مستقلی به نام پسین‌یا تاسیس شده‌بود. در هفتصدسال قبل از میلاد، به دست لیدیایی‌ها و پِرس‌ها، در 333 قبل از میلاد به دست اسکندر و در 120 قبل از میلاد به دست رومی‌ها افتاد و بعدها تحت حاکمیت روم شرقی (بیزانس) باقی ماند. بِی‌شهیر که پس از جنگ 1071 مالازگیت تحت اداره ترک‌های سلجوقی در آمده بود، در زمان سلجوقیان آناتولی اهمیت ویژه‌ای کسب کرده، علاءالدین کی‌قباد شهر قبادآباد را که در موقعیت گشت و گذار اِیریناز (قصبه گُل‌یاکای امروزی) بنا نهاد به عنوان پایتخت اعلام نمود. پس از استیلای 1243 مغول به آناتولی، اشرف اوغلو سیف‌الدین سلیمان بِی ، شهر سلیمانیه (بِی‌شهیر) را بنا نهاده و از اینجا استقلال خود را اعلام و بیلیک اشرف اوغلو را به وجود آورد. این بیلیک دارای 65 قصبه، 70000 سوار و روستاهای فراوانی بود. چُبان اوغلو دمیرباش یکی از فرماندهان ایلخانی در سال 1326 بیلیک اشرف اوغلو را از میان برداشت. پس از آن بِی‌شهیر به دست حاتم اوغوللاری افتاد و بعد از آنها بین عثمانیان و کارامان اوغوللاری از سال 1374 تا سال 1467 20 بار جابجا شد. در سال 1467 فاتح سلطان محمد بِی‌شهیر را به صورت قطعی به مرزهای عثمانی ملحق نمده و مرکز ایالت کارامان نمود. نهایتاً در سال 1872 شورای امنای شهر به شکل شهرداری امروزی درآمد. شهرستان بِی‌شهیر در بخش مدیترانه‌ای قونیه در ناحیه دریاچه‌ها و در پشت رشته کوه توروس میانی جای گرفته است. این شهرستان از شرق توسط مرکز قونیه-منطقه سیدی‌شهیر، از غرب با شهرستانهای شارکی‌کارا‌آغاچ، اِغیردیر و سوت‌چو‌لر، از شمال با شهرستانهای اِلگین و دُغان‌حصار و شهرستان هویوک و از جنوب با شهرستان سیدی‌شهیر احاطه شده‌است. رشته کوه های سر به فلک کشیده توروس همچون دیواری آنرا از مدیترانه که در 65 کیلومتری جنوب آن قرار دارد جدا نموده‌اند. بِی‌شهیر یک حوزه بسته است که از جنوب و غرب با رشته‌کوه‌های توروس، از شرق با اَرَنلر و از شمال با کوه‌های سلطان احاطه شده‌است. دریاچه بِی‌شهیر که با مساحت 651 کیلومتر مربعی آن در مرکز این حوزه قرار گرفته است، ویژگی دیگری به این منطقه داده‌است. کوههای توروس جنوب و غرب آن با اسامی مختلفی همچون یک بادبزن باز می‌شوند. قله‌های کارتوس، دَده گُل، دومانلی و نالدوکَن از سلسله‌های معروف هستند. مرتفع‌ترین نقطه آن قله دیپ‌پویراز با ارتفاع 2890 متری در کوههای آناماس است. آب و هوای منطقه تحت تاثر دریاچه قرار گرفته و با دور شدن از دریاچه شرطهای اقلیمی آناتولی مرکزی بیشتر حس می‌گردد. اطراف دریاچه به شکل جنگلی از درختان از کاج، سدر، سروکوهی، نراد (سرده) و درختان بلوط میباشد. آب و هوای این شهرستان بین شرایط اقلیمی مدیترانه و آناتولی مرکزی شکل گرفته و تابستانهای خنک و خشک و زمستانهایی سرد دارد.
  • Date
    7 July 2015
      بُزکر: بُزکر در عصر قدیم در منطقه ایسااورا قرار داشت. امروزه جایی که نام منطقه را با خود به همراه دارد شهرستان بُزکر است. بعدها که قلعه بزرگ ساخته شده در شمال شرق منطقه ایسااورا نُوا (ایسااورای جدید) نامیده شد، به این شهرستان نامهای لِنتوپلیس و سپس تریس-مادن داده شد. تا زمانهای اخیر مردم به این قصبه سیریستات می‌گفتند. با توجه به اینکه معنی این کلمه معلوم نیست، چنین استنباط می‌شود که نام این شهر از کلمه سر استاد که به استادکاران معادن سرب اطراف آن اطلاق می‌شد، گرفته شده است. نام فعلی شهرستان از نام بُزکربَی که در زمان سلجوقی‌ها این شهر را فتح کرده و حاکم منطقه بوده‌است، گرفته می‌شود.در رابطه با زندگی بُزکربِی هیچ اطلاعاتی در دست نداریم. فقط چنین استنباط می‌شود که در منطقه مسطح بین شهری که در میان مردم یازی‌کُلو گفته می‌شود و روستاهای اطراف آن با دریاچه سوغلا به همراه قبایل ترک منسوب به خود زندگی کرده و نامش را به این شهر داده‌است. در دفتر مالیات عثمانی، منطقه ای که با نام بُزکر نامیده شده است شامل سمت غربی منطقه فوق‌الذکر و بخشی از حوالی شمالی و جنوبی است. در منطقه‌ای از این شهرستان که همسایه کارامان و حادیم است، در قرنهای 15 و 18 شهری به نام بِلویران قرار داشت. مردم امروزه این منطقه را داغ‌کُلو می‌نامند. این شهرستان از شمال با چومرا و آک‌اُرَن، از جنوب با حادیم و آنتالیا، از شرق با گونِی‌سینیر، از غرب با آنتالیا و آهِرلی احاطه شده است.در بخش غربی شهرستان دریاچه سوغلو واقع شده‌است. اراضی این دریاچه که در حدود مرزی آهِرلی و یالی‌هویوک قرار دارد 61100 هکتار است. اراضی دریاچه به عنوان انبار تخلیه دریاچه بِی ‌شهیر استفاده می‌شود. دریاچه با بارش‌های قوی سرازیر شده از کوههای توروس واقع در جنوب آن تغذیه می‌شود. در سالهایی که بارش کم است، آب دریاچه کشیده شده و در زمین‌ها حاصله کشاورزی انجام می‌شود.
  • Date
    7 July 2015
    جیهان‌بِی‌لی: سیر تاریخی جیهان‌بِی‌لی همانند تاریخ قونیه است. مرز طبیعی که جیهان‌بِی‌لی را از قونیه جدا نماید وجود ندارد. نام اولیه جیهان‌بِی‌لی، اَسبی‌کِشان بود. بعدها نام اینَوی گرفته و سالهای متمادی این نام را داشته است. شهرستان اَسبی‌کِشان دفعات متعددی از شهرستان به بخش و از بخش به شهرستان تغییر یافته است. عشیرت جام‌بِیلی در روستای بُغرودِلیک جای گرفته و این روستا در سال 1928 مرکز شهرستان شد. جیهان‌بِی‌لی نیز نهایتاً با گرفتن نام بخش مورسَلی‌اَفندی به این شهرستان وابسته شد. در سال 1929 هویت شهرستان از بُغرودِلیک گرفته شده و بخش مورسلی‌افندی شهرستان شد. به مناسبت نام عشیرت جام‌بِیلی مقیم در بُغرودِلیک، نام مورسلی‌افندی به جیهان‌بِی‌لی تغییر یافت. جیهان‌بِی‌لی دربخش میانی آناتولی مرکزی قرار دارد. این شهرستان به شهر قونیه وابسته و در 100 کیلومتری شمالی آن و غرب دریاچه نمک واقع است. جیهان‌بِی‌لی به مانند ادامه دشت قونیه به سمت شمال است. بخش‌هایی که شهرستان در آن واقع است ویژگی مراتع وسیع را دارد. این ویژگی مرتع-دشت تا به سمت آنکارا و همسایه‌اش شهرستان کولو نیز ادامه دارد. مهمترین کوه آن بُزداغ در جنوب می‌باشد. ارتفاع آن حدود 1150 متر است. در شرق جیهان‌بِی‌لی در یاچه نمک و شهر آک سارای، در غرب آن شهرستانهای سارای‌اُنو و یوناک، در جنوب آن شهرستان آلتین‌کین، در شمال آن شهرستان کولو و شهرستان های‌مانا واقع هستند. تنها آب جاری در منطقه رودخانه این‌سویو است. دریاچه‌های مهم آن عبارتند از تَرسیس‌هان (تَرس آکان)، دریاچه سوت (شیر)، در یاچه آجی (تلخ) و دریاچه آدیل (عادل).
  • Date
    7 July 2015
    چَلتیک: تاسیس این شهرستان به قرن‌های 11 و 12 می‌رسد. بنا بر مطالب مندرج در اثر ابراهیم حقی قونیه‌ای به نام تاریخ قونیه، گذشته چَلتیک به شهر آکچا از ایالت کارامان تکیه می‌کند. شهر آکچا که در محلی به نام چاه ابنان در نزدیکی چَلتیک تاسیس شده‌بود در سال 1902 عنوان شهرستان به خود گرفت. فقط به دلیل باتلاق و فراوان بودن پشّه، عنوان شهرستان ابتدا به هاترلی و بعدها به چَلتیک انتقال داده شد. چَلتیک که تا سال 1958 یک روستا بود، در آن سال ، بخش و 10 سال بعد عنوان قصبه را کسب نموده و بر اساس قانون تاسیس 130 شهرستان به شماره 3644 مورخ 9 مه 1990، عنوان شهرستان را به خود اختصاص داد. چَلتیک که در شمال غربی قونیه قرار دارد، از شرق یه پُلاتلی، ز غرب به امیرداغ، از جنوب به یوناک و از غرب نیز به سیوری‌حصار محدود است.
  • Date
    7 July 2015
      چومرا: شهرستان چومرا در سال 1926 تاسیس شد. در سال 1936مهاجرانی که از رومانی و بلغارستان آمده‌بودند در آن اقامت گزیدند. این شهرستان از شرق به شهر کارامان،از غرب به شهرستان آک‌اُرَن، از شمال به شهرستانهای کاراتای و کاراپینار و از جنوب به شهرستان گونِی‌سینیر محدود است. این شهرستان بر روی دشت بنا شده است. ولی روستاهای کم تعداد آن در اراضی پراکنده قرار گرفته‌اند. در روستای آپا و قصبه دینِک مناطق جنگلی موجود است. شمال، جنوب و شرق شهرستان با زمین‌های حاصلخیز پوشیده شده است. تنها آب جاری منطقه رودخانه چارشامبا (چهارشنبه) بوده و به قصد آبیاری مورد استفده قرار می‌گیرد. چاتال هویوک: در 13 کیلومتری شمال چومرا و در موقعیت چاتال هویوک، گروه‌های باستان‌شناسان انگلیسی و ترک در اثنای حفاری‌ها خرابه‌های یک شهر 7 طبقه متعلق به دوران نوسنگی را یافته‌اند. چنین برداشت می‌شود که شهرنشینی دوران نوسنگی در سالهای 5000 قبل از میلاد از اینجا آغاز شده‌است.عملیات حفاری در یک دوره متوقف شده ولی مجددا در سال 1993 آغاز و تا کنون ادامه دارد و هر سال در خلال ماه‌های ژوئیه و سپتامبر انجام می‌گیرد. پل کارامان: این پل در زمان کارامان اوغوللاری ساخته شده و هنوز در طول راه بین مرکز چومرا و منطقه صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مسجد اسدپاشا: مسجدی است تاریخی که در داخل قصبه ایچَری‌چومرای شهرستانمان، در زمان کارامان اوغوللاری بنا شده‌است. آخرین بار در سال 1989 با همت شهرداری ایچَری‌چومرا بازسازی شده و مسجدی است که برای عبادت باز است.
  • Date
    7 July 2015
       دَربَنت: بنا به مدارک عثمانی متعلق به قرن 18ام، نام قدیمی دَربَنت، تاتلار‌حصار است. تاتلار‌حصار نام روستای کوچکی در شمال دَربَنت است. در سالنامه‌های قونیه، دَربَنت از سال 1880 ثبت شده بوده است. بنا بر موارد ثبت شده، در این تاریخ در دَربَنت یک مدرسه با 40 طلبه وجود داشته‌است. اکثریت مردم مقیم در دَربَنت، ادامه نسل انسانهای تاتلار‌حصار هستند. در سال 1720 به همراه انتقال آک‌شهیر و روستاهای اِلگین به آرکید-هان، به اطراف دَربَنت نیز 62 خانه انتقال یافته بود. از این 62 خانه چند خانه در دَربَنت جایگزین شده‌اند، ثبت نشده‌است. جایگزین شدگان: کارا-حالیلو از ترکمن‌های بُز-اولوس و جماعات (عشیرت‌های) چاووش‌دورلو و بِکیرلی بودند. دَربَنت در سال 1930 قصبه و در سال 1990 نیز شهرستان شد. حدود 10 کیلومتر مربع از مساحت آن در وضعیت قابل آبیاری بوده و در مجموع 156 کیلومترمربع زمین کشاورزی دارد. بخش باقیمانده نیز مناطق مسکونی، جنگل و مرتع است. اراضی دَربَنت با کوههای مُربِل کشیده شده از شمال به شرق، کوه آلاداغ کشیده شده از شرق به غرب، در جنوب با کوههای آلباغی و دیکمَن و در غرب و شمال با مراتع احاطه شده‌است.
  • Date
    7 July 2015
      دَره‌بوجاک: تاسیس این شهرستان به بین سالهای 1300-1200 می‌رسد. ابتدا وابسته به شهرستانهای آنتالیا و آک‌سِکی بوده، در سال 1900 با جدا شدن از آک‌سِکی به سیدی‌شهیر ملحق شده‌است. در سال 1967 با تاسیس شهرداری به بِی‌شهیر وابسته شده است. در سال 1987 با قبول قانون تاسیس 103 شهرستان، شهرستان شده در اوت 1998 هویت و عنوان فعلی خود را کسب کرده است. دَره‌بوجاک که در 140 کیلومتری غرب قونیه قرار دارد، با مراتع و قله و غارهای قابل کشف کوههای توروس در بین شهرستانهای قونیه قرار دارد. دَره‌بوجاک که دارای 4 قصبه و 4 روستا است، در حالی که محل امرا معاش مردم قالیبافی، ساخت تفنگ شکاری و دامداری بود از سال 1968 به بعد مهاجرت به خارج از کشور جهت اشتغال آغاز شد. در نتیجه مهاجرت کارگران به کشورهای اروپایی، اتحادیه‌ها رواج یافته است. امروزه دارای 15000 هکتار اراضی کشاورزی قابل کشت است که 300-2500 هکتار از آن دارای امکان آبیاری است. دَره‌بوجاک که در آن کشت سیب‌زمینی، گوجه‌فرنگی، لوبیا، ذرّت، پیاز، نخود، گندم و جو انجام می‌گیرد، هیچ تاسیسات صنعتی وجود ندارد. دَره‌بوجاک که با غارهای آن مورد توجه است، با غار بالات در مرکز آن و غارهای سولودَره و کُری‌کینی در قصبه چاملیک، از مراکز جالب و دیدنی به شمار می‌آید. کنده‌کاری هیتیت موجود در روستای تاش‌پینار حاکی از رسیدن تاریخ این منطقه به دوره هیتیت می‌باشد.
  • Date
    7 July 2015
    غان‌حصار: دُغان‌حصار در سالهای 500 قبل از میلاد با نام مِتیوس (مِتِ اوس) تاسیس شد. در سال 395 پس از میلاد به دست امپراطوری بیزانس درآمد و در سالهای 708-704 پس از میلاد مورد تعرضات ارتش‌های اموی و عباسی قرا گرفت. مزار سعید احمد که در این جنگ‌ها شهید شد، در منطقه کیزیل‌ایشیک شهر قرار دارد. بعدر از جنگ مالازگیت 1071 و در طی پخش شدن سلجوقیان در غرب، در سال 1100 دُغان‌حصار تحت حاکمیت ترک‌ها در آمد. نام شهر بنا بر نشان سلجوقی‌ها که پرنده دُغان‌ می‌باشد به دُغان‌کاله‌سی تغییر یافت و بعدها نام دُغان‌حصار را گرفت. دُغان‌حصار در سال 1298 تحت ادراه کارامان اوغوللاری قرار گرفت که در سال 1473 و در دوره فاتح سلطان محمد با پایان دادن به سلطنت کارامان اوغوللاری، به امپراطوری عثمانی ملحق شد. بعد از جمهوریت در سال 1957 نیز مرکز شهرستان شد. مرکز شهرستان در دامنه‌های رو به شمال شرقی کوههای سلطان تاسیس شد. در 122 کیلومتری غرب قونیه واقع شده است. این شهرستان از شرق با اِلگین، از جنوب با شهرستان هویوک، از غرب با شهر اسپارتا، از شمال غرب با شهرستان آک‌شهیر و از شمال با قصبه اِلگین آرگیت‌هانی همسایه است.
  • Date
    7 July 2015
    امیرقاضی: رسیدن تاریخ شهرستان امیرقاضی به هیتیت‌ها از کتیبه‌های یافته شده در حفاری اِسکی کیشلا (دیکیلی‌تاش-یوکاری‌کیشلا) و آریساما (بِل‌کایا) معلوم می‌گردد. رومی‌ها و بیزانس‌ها از شهر زیر زمینی و قلعه‌ای که در مرکز مسکونی باقیمانده از هیتیت‌ها به نام اسکی کیشلا، استفاده می‌نمودند. بنا بر روایات، مردم این مرکز مسکونی و روستای باغلیجا حدود 5 قرن پیش در کوهها که بخشی از آنها در قلعه کوه آریسما و بخشی دیگر در محلی که امروزه امیرقاضی در آن بنا شده است، مسکن گزیدند. بر بالای کوهی که در 2 کیلومتری شهرستان قرار داشته و کُتوداغ (کوه بد) نامیده می‌شود، قلعه‌ای موجود است که در نتیجه حفاری‌های قاچاقی که در گذشته در قلعه و مناطق مسکونی اطراف آن انجام شده است، معلوم می‌گردد که قبلاً تمدن‌های هیتیت، فریگیا، روم و بیزانس در این منطقه ساکن بودند. نام شهرستان از تربت امرالله‌قاضی که در 2 کیلومتری جنوب شرقی آن قرار دارد، گرفته است. شهرستان امیرقاضی در فاصله 140 کیلومتری از مرکز شهر قرار دارد. در شرق آن شهر نیغده، در جنوب آن شهرستان اِرِغلی، در غرب آن شهرستان کاراپینار و در شمال آن شهر آک سارای واقع شده است. شهرستان امیرقاضی بخشی از آناتولی مرکزی است که کمترین میزان بارش را دارد. بعلاوه منابع آب روی زمینی مانند آبهای جاری و دریاچه ندارد. با اینکه اراضی آن در بعضی قسمت‌ها ناهموار است، ولی عموماً دشت‌های با پوشش استپ می‌باشد. تنها منطقه جنگلی این ناحیه درختان بلوط موجود در کاراجاداغ در ناحیه جنوب است.
  • Date
    7 July 2015
    اَرِغلی: در کشورمان نام اَرِغلی برای 15 منطقه مسکونی مختلف استفاده می‌شود. مشهورترین اینها نیز اَرِغلی قونیه است. شهرستان اَرِغلی که از آن با نامهای کیبیسترا، جایبیسترا و کایبترا نیز یاد شده است در محلی بنا شده است که در طی زمان نامهای تووانا، تی‌هانا و تووانووا به آن تخصیص پیدا نموده‌است. اَرِغلی که به هیتیت، عسیر، یونان قدیم، پرس، مقدونیه، روم و بیزانس وابسته بوده است، در زمان سلجوقی ها مدت زیادی در صلح بسر برده و در زمان کارامان اوغوللاری نیز به عنوان شهر مامور یازلیک مورد استفاده قرار گرفته است. اَرِغلی که در دوره ییلدیریم بایزد به دولت عثمانی پیوست، حاکمیت قطعی عثمانی را در دوره فاتح سلطان محمد کسب نمود. در حالیکه شمال اَرِغلی هموار دیده میشود، جنوب آن بسیار ناهموار است. اراضی آن در شمال از دامنه‌های کوههای توروس شروع شده و با کم شدن ناهمواری‌ها به دشت قونیه می‌رسد. علاوه بر کوههای توروس که از 20 کیلومتری جنوب مرکز شهرستان می‌گذرد، کوههای آتشفشان خاموش، کوه حسن (3258) و کاراجاداغ شمال غرب احاطه شده است. مهمترین آب جاری آن رودخانه ایوریز است. رودخانه ایوریز که با تاسیس سد ایوریز بر روی آن آب آبیاری زمین‌های کشاورزی را تامین می‌کند، از سوی دیگر احتیاجات آب آشامیدنی اَرِغلی را نیز تامین می‌نماید.
  • Date
    7 July 2015
      گونِی‌سینیر: یافته‌شدن ظروف سفالی و آثار فلزی در منطقه باستانشانسی که بین مردم با نام گودِلِسین شناخته می‌شود و همچنین بعضی روستاهای اطراف، دلیلی بر این امر است که گونِی‌سینیر و اطرافش از دوران قبل از تاریخ تا کنون محل سکونت انسانها بوده است. این شهرستان که قبلاً وابسته بُزکر بوده در سال 1955 تبدیل به قصبه‌های کارارسینیر و گونِی‌باغ (الماسون) متعلق به چومرا شد. این دو قصبه در تاریخ 9 مه 1990 به هم پیوسته و شهرستان گونِی‌سینیر را تشکیل دادند که گونِی‌باغ و کاراسینیر تبدیل به دو محله از این شهرستان شدند. بخش عمده‌ای از شهرستان گونِی‌سینیر که در جنوب قونیه و در فاصله 70 کیلومتری از آن قرار دارد، کوهستانی است. ضمن حاکمیت آب و هوای قاره‌ای بر این شهرستان، کم نیز اگر باشد تاثیرات آب و هوای مدیترانه‌ای در اعتدال آن مد نظر گرفته می‌شود. بارش‌هایی که در ماههای زمستان به صورت برف می‌بارد، در بهار و پاییز به شکل باران می‌باشند. در منطقه‌ای که پوشش گیاهی استپ دارد، با افزایش ارتفاع با مناطق جنگلی سروکوهی، بلوط و کاج مواجه می‌شویم. مناطق جنگلی حدود 13000 هکتار هستند. روزدخانه گُک‌سو که از میان کوههای توروس جاری است، مرز بین این شهرستان و شهرستان حادیم را تشکیل داده و موجب بوجود آمدن مخازن آب زمینی می‌شود که در راس آنها کزل‌اُز و آی‌دوغموش قرار دارند.
  • Date
    7 July 2015
    حادیم: حادیم، شهرستانی است که در دره‌های باریک بین قله‌های فلات تاشِلی واقع در شرق رشته کوههای توروس غربی که دشت قونیه را از خط ساحلی مدیترانه جدا می‌کنند، قرار دارد. مرکز شهرستان قدمتش به دوره عهد عتیق می‌رسد. در اطراف آن آثار باقیمانده از سکونت بشر در دوره‌های بیزانس و روم موجود است. بعد از جنگ مالازگیت 1071 عشیرتی با ریاست کاراحاجی مصطفی افندی در آناتولی پخش شده و در حادیم مسکن گزیدند. در دوره‌ای که آناتولی در حال کسب فرهنگ ترک بود، این شهرستان به عنوان جایی که عالمان دینی در آن به بار می‌آمدند، بلد حادم‌العلم نام گرفته بود. از نظر شرایط آب و هوایی د رمنطقه مدیترانه قرار گرفته است. فاصله آن از مرکز شهر قونیه 128 کیلومتر است. آک‌تپه (کوههای گِیی) با ارتفاع 2588 کیلومتر که بلندترین نقطه این شهرستان می‌باشند در خط مرزی این شهرستان و شهرستان آلانیا در منطقه گِوِنه واقع شده‌اند.
  • Date
    7 July 2015
    حالکاپینار: حالکاپینار یکی از قدیمی‌ترین مکانهای سکونت در آناتولی است. پادشاهی تووانا از دولت‌های شهری هیتیت با مرکزیت آیدین‌کَنت، بین سالهای 742-1200 قبل از میلاد بر حالکاپینار حاکم شدند. امروزه از این پادشاهی کنده‌کاری صخره ایوریز در روستای آیدین‌کَنت که متعلق به شاه وارپالاواس به جا مانده است. حالکاپینار که تحت حاکمیت آشور قرار گرفته بود در سال 64 قبل از میلاد به رومی‌ها وابسته شد که با دو بخش شدن روم در سال 395 میلادی، تحت نظارت بیزانس درآمد. دولت عباسی که از طریق آدانا و تارسوس تا توروس‌ها پیش رفته بود، با مغلوب نمودن بیزانس در جنگ یِرموک، بر سر دریافت مالیات حالکاپینار و اَرِغلی با آنها توافق نمود. حالکاپینار که با ضعیف شدن عباسی‌ها، تحت نظارت بیزانس در آمده‌بود، در سال 1077 توسط کوتالمیش‌اوغلو سلیمان شاه به سلجوقی‌ها وابسته شد. حالکاپینار که در سال 1277 و در زمان کارامان اوغلو محمد بِی تحت سلطه بیلیک کارامان‌اوغلو در آمده بود، در سال 1468 در زمان فاتح سلطان محمد به همراه اَرِغلی به مرزهای عثمانی ملحق گردید. حالکاپینار که در زمان دولت عثمانی به شکل یک منطقه خالی از نیروهای ارتش در آمده بود، توسط داروس ساده آغاسی که در استانبول مقیم بود اداره می‌شد. پس از نبرد رهایی، حالکاپینار تبدیل به یک بخش از شهرستان اَرِغلی شده ودر سال 1954 نیز صاحب شهرداری شد. نام قدیمی آن زاناپا بود که در سال 1962 به حالکاپینار تغییر یافت. کنده‌کاری صخره ایوریز واقع در روستای آیدین‌کَنت حالکاپینار، یکی از قدیمی‌ترین یادبودهای دنیا در زمینه کشاورزی است. ویژگی تاریخی این یادبود و زیبایی طبیعی منطقه به یک میان آمده و موجب شده‌اند تا روستای آیدین‌کَنت مورد توجه توریست‌های داخلی و خارجی قرار بگیرد.
  • Date
    7 July 2015
    هویوک: تاریخ هویوک از سالهای 2000 قبل از میلاد و از زمان هیتیت‌ها شروع می‌شود. مهمترین اثر به جا مانده از این دوره، یادبود افلاطون پینار است. هویوک که مورد استیلای آشور، فریگ، لیدیا، گرس، اسکندر کبیر و رومی‌ها قرار گفت، یکی از شهرستانهای نادری است که محل حضور تمدن‌های مختلف بوده است. قونیه به عنوان مرکز دولت سلجوقی آناتولی و قبادآباد به عنوان مرکز تفریحی در غرب دریاچه بی‌شهیر، مهمترین دلایل افزایش اهمیت منطقه هستند. در سال 1243 سربازان ایلخانی که به فرماندهی چُبان اوغلو دمیرتاش خرابی‌های زیادی در آناتولی به بار آوردند، موجب بروز اختلالات فراوان شدند. حضرت مولانا که در قونیه اقامت داشت، به منظور دیدن کمترین ضرر از این وضعیت، از دانشجویان خود خواست تا در قسمت‌های دسترس منطقه مخفی شوند. بدین ترتیب، احتمال اینکه شیخ ادریس و شیخ بحری به عنوان موسسان هویوک که تربتشان نیز در هویوک واقع است در چارچوب این دستور و با فرار از ظلم مغول در هویوک اقامت گزیده‌اند، قوت می‌یابد. هویوک که پس از سلجوقی‌های آناتولی ابتدا به اشرف‌اوغوللاری و سپس حمیداوغوللاری وابسته شد، بین کارامان‌اوغوللاری و عثمانیان بیست با جا بجا شد. در اثر کاتب‌چلبی به نام جهان‌نما، بر اساس سالنامه‌ موضوع بحث نیز، هویوک پس از سال 1467 در بین روستاهای کراِلی که وابسته به مرکز حکومتی بِی‌شهیر بود، جای گرفت.
  • Date
    7 July 2015
    اِلگین: اِلگین 3500 سال پیش و در سالهای 1200-1500 قیل از میلاد در 25 کیلومتری شمال شرقی محل اسکان فعلی؛ توسط هیتیت‌ها و به عنوان یک دولت شهری بزرگ با نام یال‌بورت تاسیس شد. اِلگین که در دوران کلاسیک تاری‌آتوم نامیده می‌شد، به دلیل واقع شدن بر سر راه پادشاهی به عنوان یک شهر مهم مورد توجه قرار داشت. اِلگین و اطراف آن که بر سر راه پادشاهی که از لیدیا در ساحل اژه شروع شده و تا مزاپوتانیا ادامه می‌یافت، قرار داشت به تریتیب به هیتیت، فیریگ، لیدیا، روم و بیزانس وابسته شده و بعدها در سال 1077 ضمن فتح شدن توسط کوتالمیش اوغلو سلیمان موسس دولت سلجوقی آناتولی، به دولت سلجوقی بزرگ ملحق گردید. اِلگین در زمان سلجوقیان آناتولی یک شهرآب با ارزش برای قونیه، پایتخت آن دوره، بود. اِلگین که در طی جنگهای صلیبی به دفعات متعدد یغما قرار شد، در زمان سلجوقیان به ویژه علاءالدین کی‌قباد و غیاث‌الدین کیخسرو بازسازی و آباد شد. توسط علاءالدین کی‌قباد و وزیر صاحب آتا یک تاسیس آبگرم بزرگ (حمام) ساخته شد. از این روست که به عنوان شهر کاپلیجا (آبگرم) شناخته شد. اِلگین، که در سال 1277 به همراه آک‌شهیر به داوودشاه پسر منگوجَک، کسی که اَرزینجان را تسلیم نمود، از طرف علاءالدین کی‌قباد و به عنوان پیش‌کش داده شده بود، بعدها به دست وزیر سلجوقی صاحب آتا فخرالدین و پسرانش افتاد. تربت وزیر سلجوقی سعدالدین کُپَک در این شهرستان قرار دارد. با مرگ آخرین سلطان سلجوقی در سال 1308 در قیصریه، اداره آناتولی توسط والیان ارسالی از طرف دولت ایلخانی حاکم بر قبایل عراق و یکی از بازوهای حکومتی مغولان، انجام شد. اِلگین نیز به دست اشرف‌اوغوللاری، قبایل حاکم بر بِی‌شهیر افتاده بود. با از میان برداشته شدن اشرف‌اوغوللاری توسط ایلخانیان، در سال 1307 به دست حمیداوغوللاری حاکم اسپارتا افتاد. ر سال 1381 نیز از طرف حمیداوغلو حسین بِی به مراد اول پادشاه عثمانی فروخته شد.
  • Date
    7 July 2015
    کادین‌حانی: این شهرستان در دوران کلاسیک پیرا نام گرفته و مدت‌های طولانی محل اقامت امپراطوری روم شرقی شده بود. این شهرستان که شهرت اصلی خود را در زمان سلجوقیان کسب نمود، از سال 1256 به بعد شروع به شکل‌گیری در اطراف خان زمستانی تاسیس شده از طرف راضیه خاتون دختر محمود که منسوب دربار سلجوقیان بوده است، شروع شد. در ساخت این خان از سنگ قبرهای مصور متعلق به رومی‌ها استفاده شده ولی معلوم نیست که این سنگ‌ها از کجا جمع‌آوری و آورده شده‌اند. نام شهرستان از این خان گرفته شده است. بر اساس اطلاعات موجود بالاخره این شهر به عنوان پیش‌کش به یک پاشا از بَی‌های سلجوقی به نام سعید داده شده و بعد از آن این قصبه نامه سعیداِلی به خود گرفته است. این شهرستان در زمان کارامان اوغوللاری به عنوان مرکز ولایت اداره شده و با قوای خود در مجادله کارامان-عثمانی شرکت کرده بود. کادین‌حانی در تاریخ‌های مختلف به دست عثمانی افتاده و سپس به حاکمیت سلجوقیان در آمد و نهایتاً در سال 1467 به همراه قونیه از کارامان اوغوللاری گرفته شده و به خاک امپراطوری عثمانی ملحق شد. در این شهرستان، علاوه بر خرابه‌های قلعه تاریخی موجود در روستای بَی‌کاواغی و آثار تاریخی مربوط به رومی‌ها که در روستای دمیر‌اُلوک از زیر زمین درآورده شده است، آثار تاریخی دیگری نیز موجود است. در سال 1880 شهرداری تاسیس شده و در سال 1919 به سبب پیش‌کش شدن به سعیدپاشا با نام سعیداِلی به شهرستان تبدیل شده‌است. در سال 1935 نیز به سبب خان سنگی که توسط اسمی‌راضیه‌خاتون بنا شد، نامش به کادین‌حانی تغییر یافته است. شهرستان کادین‌حانی در غرب قونیه و بر سر راه قونیه-آفیون قرار دارد. در شرق آن شهرستان سارای‌اُنو، در جنوب آن سلجوکلو و دربَنت، در غرب آن شهرستانهای اِلگین و یوناک و در شمال آن شهرستان یوناک واقع شده است. جنوب آن کوهستانی (کوههای سلطان) و شمال آن دشت است. در محدوده این شهرستان دو آب جاری موجود است که از خاکهای سارای‌اُنو به نام 5 چشم سرچشمه گرفته و در روستای کُکِز برای کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر این با آبی که از کانالهای دریاچه چاووشجو شهرستان اِلگین می‌آید، دشت آتلانتی آبیاری می‌شود.
  • Date
    7 July 2015
    کاراپینار: در کاراپینار که بر گذرگاه مهم متصل‌کننده آناتولی را به خاورمیانه قرار گرفته است، سکونت‌های اولیه تا به زمان هیتیت‌ها می‌رسد. در سال 1500 عصیانهای جلالی و لِوِنت(چیفت‌بُزان) به کاراپینار که توسط عثمانی سلطانیه نامیده شده بود، رسید. مردمی که آرامش خود را از دست آشوبگران از دست داده بودند، خانه‌هایشان را ترک کرده و به دامنه‌های کاراجاداغ پناه بردند. مشکلات این مردم 14 سال ادامه داشت و نهایتاً شکایات خود را به گوش یاووز سلطان سلیم که به جنگ چالدران می‌رفت رسانده و از پادشاه درخواست کمک نمودند. پادشاه برای تامین آرامش و امنیت منطقه دستور داد تا یک روستای دربَنتچی (محافظان ورودی) تاسیس نمایند. در حقیقت این مهم است که ساخت کاراپینار در یک جایی که عبور و مرور آن بسیار سخت بود، زمانی انجام گرفت که سلیم دوم والی آنجا بود. در این دوره معمار جمال‌الدین حلبی مسجد، کاروانسرای، خان، حمام، جواهرفروشی 39 مغازه‌ای، دو آسیاب بادی و 5 چشمه احداث نمود. کاراپینار در سال 1868 شهرستان شده و در 1882 شهرداری آن تاسیس شد. اسم سلطانیه در سال 1934 به کاراپینار تغییر یافت. اراضی این شهرستان پوشیده از رس و شن و ماسه است. در جنوب شرقی آن کاراجاداغ که یک آتشفشان است و در جنوب غربی آن استپ‌های وسیع و چاله‌های دریاچه‌های آتشفشانی دیده می‌شود. در این شهرستان دریاچه‌های آتشفشانی جالبی و توجه بر انگیزی چون آجی‌گُل، مِکه، مِییل، جِرالی و اِبروک واقع شده‌اند. این شهرستان یکی از جاهایی است که بیشترین آثار تاریخی و توریستی را در بر دارد. این آثار مجموعه سلطان سلیم (ساری سلیم)، مسجد یاغماپینار و مسجد رشادیه هستند. شهرهای و غارهای زیر زمینی کاراپینار عبارتند از: غار بانجاک اُواسی، حمام عرب بر روی قله کوم‌سیویر، پناهگاه مِکه، غار نمکی مِکه، غارهای آپاک، غارهای یازومجا، شهرهای زیرزمینی دریاچه چِرالی، غارهای روستای باغ‌دایلی، غارها و شهرهای زیرزمینی قصبه کایالی و غارها و شهرهای زیرزمینی روستای آک‌اُرَن.‌ حمام والده سلطان، چشمه چارشی، وضوخانه سلیمیه، چشمه کُجا (تاش‌چشمه)، چشمه آغاچ (چشمه چَمتی)، چشمه آپاک، چشمه حاجی عیسی و چشمه حان‌کاپی در این شهرستان واقع شده‌اند. دریاچه‌های مِی‌لی، چِرالی، آجی‌گُل و در یاچه نمک مِکه در این شهرستان واقع شده‌اند.
  • Date
    7 July 2015
    کاراتای: با اینکه تاسیس این شهرستان با کلان شهر شدن قونیه واقعیت یافته است، از نظر تاریخی و ساختار اجتماعی یکی از قدیمی‌ترین شهرستان‌ها به شمار می‌آید. تاریخ این شهر به دوران ما قبل از تاریخ می‌رسد. ساختار و شخصیت تاریخی آن بیشتر در دوران سلجوقی، کارامان‌اوغوللاری و عثمانی شکل گرفته است. مدرسه کاراتای، مسجد شراف‌الدین و خان‌ها و کاروانسرای‌های واقع بر سر راه نشانه بارز این ویژگی هستند. مخصوصاً متصوف بزرگ مولانا جلال‌الدین رومی که صفت شهر علما را به قونیه داده و موجب فعال ماندن توریست در هر فصل از سال شده‌است، به این شهرستان نیز هویت دیگری بخشیده است. ساختار اراضی آن عموماً هموار و به شکل دشت است. مرتفع‌ترین جای آن کوه بُزداغ بر سر راه آک سارای است. منطقه اُبروک دارای مشخصه مرتعی بوده و در نزدیکی روستای اُبروک یک دریاچه کوچک به نام اُبروک واقع شده است. عواملی که فعالیت‌های توریستی را همیشه زنده نگه داشته و در کشورمان همواره از طرف توریست‌های داخلی و خارجی مورد توجه قرار میگیرند عبارتند از موزه مولانا، تربت شمس تبریزی دوست مولانا جلال‌الدین رومی که سهم بسزایی در تربیت وی داشت، نساجی، کارهای دستی، قاشق‌سازی، نمدکوبی و صنایع دستی مانند بافت گلیم در منطقه اُبروک.
  • Date
    8 July 2015
    کولو: کولو در دوران کلاسیک بر روی خرابه‌های دِریا بنا شده‌بود. این شهرستان دارای یک گذشته 300 ساله است. در اسل 1780 شخصی به نام کولوپ‌اوغلو مصطفی از قبایل آفیون آمده و در محل کنونی کولو مقیم شده‌است. از آنجائیکه نام رئیس عشیرت کولوپ‌اوغلو مصطفی (کولو بِی) بوده، این شهرستان نام کولو را گرفته است. کولو، درسال 1926 بخش و در سال 1954 شهرستان شد. شهرستان کولو از شرق با ش.کُجاحیصار، از غرب با جیهان‌بِیلی-هایمانا، از شمال با آنکارا و هایمانا، از جنوب نیز با جیهان‌بِیلی و توزگُلی احاطه شده‌است. خانواده‌هایی که به همراه کولوپ‌اوغلو مصطفی آمده بودند و خانواده‌هایی که از طرف عثمانیان از حومه اَرزروم، موش و آغری آمده بودند، در این شهرستان ساکن شدند. علاوه بر این مهاجرانی که از سمت کریمه و ترکستان نیز آمده‌بودند در روستاها و قصبه‌های آن ساکن شدند. شهرستان کولو بر سر راه آنکارا-قونیه قرار داشته و اتوبان E-5 از محدوه آن عبور می‌کند. دریاچه دودَن که در شرق این شهرستان واقع شده‌است با در بر داشتن 180 نوع پرنده جان دیگری به آن بخشیده است. علاوه بر این منطقه‌ای که در یاچه در آن واقع است، یکی از شکار‌گاههای انگشت شمار ترکیه به حساب می‌آید. در جاهای مختلفی از آن تپه‌های باستانشناسی موجود بوده و غارهای تاریخی در قصبه کاراجاداغ وجود دارد.
  • Date
    8 July 2015
    مَرام: کلمه مَرام که از نظر لغوی به معنی خواسته، هدف، غایه و مقصد آمده است، در قونیه به یکی از سه شهرستان مرکزی آن اطلاق می‌شود. در حالیکه و ضرب‌المثل‌ها "چیزی از دست مرام رها نمی‌شود" ذکر شده از طرف دیگر در جملات قصار "فهماندن مرام، مرام نمودن" آمده است که اینها نیز به معنای "فهماندن خواسته، فهماندن مشکلات، همت کردن، قصد انجام کار" می‌باشند. اولیای چلبی در سیاحتنامه خود، در بین جاهایی که گشته و دیده است وقتی سخن از باغ و بوستان به میان آمده، برای وصف این باغ و بوستانها از عبارت باغ مرام استفاده نموده است. حتی چنین بیان نموده است که اینجا مانند مرام قونیه هستند. "تفرجگاه باروتخانه شهر پَرچَوی، باغ سوداک کریمیه، بیش از یکصدوهفتادوپنج باغ و گلستان استانبول، باغ شاه‌جهان تبریز در کنار تفرجگاه مرام قونیه در حد یک چمنزار هم نیست."تاریخ شهر قونیه و مرام به موازات هم می‌باشند. در دوره‌های مختلف تاریخ قونیه توسط هیتیت‌ها، فریگ‌ها، لیدیاها و پرس‌ها اداره شده است. قونیه که توسط اسکندر کبیر و رومی‌ها اشغال شده‌بود، پایتخت سلجوقی‌ها شد. بعدها پس از کارامان‌اوغوللاری، دولت عثمانی بر قونیه حاکم شد. شهرستان مرام، با کسب عنوان کلان شهر توسط قونیه و بر اساس قانون مصوب T.B.M.M. در 26/06/1987، تاسیس شد. شهرستان مرام پس از پایان دادن فعالیت‌های تاسیس در 8 اوت 1988 آغاز به خدمت نمود. شهرستان مرام از نظر موقعیت در جنوب و جنوب غربی قونیه قرار دارد. این شهرستان از شمال با سلجوکلو، از جنوب با چومرا و آک‌اُرَن و بُزکر، از غرب با بِی‌شهیر و سیدی‌شهیر، از شرق با کاراتای احاطه شده است. در شمال و غرب این شهرستان کوهها و تپّه‌ها و در جنوب آن یک دشت باز و گسترده وجود دارد. آب آبیاری این شهرستان از سد آلتین‌آپا تامین می‌شود. باغهای مرام: محل گشت و گذاری است که در 8 کیلومتری مرکز شهر قونیه و در کنار رودخانه مرام قرار داشته و موضوع بسیاری از ترانه‌ها شده است. نمازخانه و حمام حاص‌بِی‌اوغلو، دارالحفاظ و تربت طاووس‌بابا متعلق به دوره سلجوقی و در مرام واقع شده‌اند. خان کیزیل‌ویران: خانی است با بخش‌های زمستانی و تابستانی که بر سر راه قونیه-بِی‌شهیر واقع شده و از مرکز شهر 44 کیلومتر فاصله دارد. با واقع شدن رود چاییرباغی، چشمه دوتلو‌کری و اردو، حاتیپ، روستاهای گُک‌یورت (گیلیسترا) در مرکز شهرستان مرام و آب و هوا و زیباییهای طبیعی آن، یکی از مکانهای توریستی مورد توجه توریست‌های داخلی و خارجی است. جنگل یَمین: جنگل یَمین که به سبب فعالیت‌های درختکاری انجام شده در دوره جمهوریت بر روی تپه‌ای که مقبره طاووس بابا قرار دارد به وجود آمده است، دارای مکان‌های مخصوص برای پیک‌نیک و دو بنای استراحتگاه است. موزه باستان‌شناسی: موزه باستانشانسی که در سال 1962 باز شد، آثاری از دوران نوسنگی، مفرغ، هیتیت، فریگ، گرِک، روم و بیزانس را به نمایش گذاشته است. در موزه باستانشانسی که در کنار مسجد صاحب‌بابا قرار گرفته است، آثار یافت شده در حفاری‌های چاتال‌هویوک، جان‌حاسان، ارباعاسیزما، کاراهویوک و تپه علاءالدین موجود است. موزه آتاتورک: خانه‌ای که آتاتورک در طی مسافرتش به قونیه در آن اقامت کرده بود در سال 1928 به مصطفی کمال آتاتورک هدیه شد. در این خانه که در سال 1964 تبدیل به موزه شد، لباس، اشیاء شخصی، عکس و برگه‌هی مربوط و متعلق به آتاتورک به نمایش گذاشته شده‌است. موزه مدرسه سیرچالی: در محله قاضی‌عالم‌شاه واقع شده است. نمونه زیبایی از مدارس دارای حیاط است. در سال 1242 توسط بدرالدین موسلیک و برای آموزش فقه بنا شده‌بود.
  • Date
    9 July 2015
    سارای‌اُنو: بر اساس اطلاعات موجود در منطقه مسکونی سارای‌اُنو 4000 سال پیش هیتیت‌ها زندگی می‌کردند. بعدها به دست فریگیایی‌ها و بیزانسی‌ها افتاد. در زمان سلجوقیان وعثمانیان تماماً دیار ترک شد. بر اساس اطلاعات تاریخی در رابطه با تاسیس سارای‌اُنو ، مردم قصبه‌های سعیداِلی در جنوب غربی آن و قصبه‌ای به نام بُزاُک (اُزایچی) که در دامنه‌های کوههای لادیک در شمال آن واقع بودند، به سبب قرار گرفتن محل سکونتشان در سر راه مسیر لشکر صلیبی، تصمیم به فرار کردن از یغمای این لشکر گرفتند و به همین سبب به محل پناهگاهشان که امروزه یوکاری محلّه (محله بالا) نامیده می‌شود، کوچ کردند. بدین ترتیب مردمانی که ار قصبات خود کوچ کرده و در پناهگاهها جای گرفتند، در تاسیس سارای‌اُنو پیشگام شدند. احتمال می‌رود که در آن زمانها این پناهگاهها که تُل‌آباسی نامیده می‌شوند هم به عنوان پناهگاه و هم به عنوان مسکن مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اسم شهرستان به این پناهگاهها ربط داده می‌شود. از آنجاییکه این پناهگاهها از نظر وسعت، آسایش و کاربرد همانند یک سرای بودند به آنها عنوان سارای‌اینی (پناهگاه درباری) داده شده بود. این نام با گذشت زمان تغییر کرده و به صورت سارای‌اُنو مورد استفاده قرار گرفت. این شهرستان از شمال به جیهان‌بی‌لی، از غرب به کادین‌حانی، از شرق به سلجوکلو، از جنوب به کوههای لادیک محدود است. این منطقه از نظر شکل سطحی ساده آن مد نظر قرار می‌گیرد. اراضی این شهرستان از فلات جیهان‌بی‌لی تا همواری‌های امتداد جنوبی آن واقع شده‌اند. این شهرستان از جنوب با کوههای سلطان و لادیک احاطه شده است. قالیبافی نوع لادیک، که قصبه لادیک در راس آن قرار دارد، در مرکز سارای‌اُنو و سایر روستاها به واسطه دارهای قالیبافی دستی، یکی از مهمترین منابع درآمد مردم منطقه است.
  • Date
    9 July 2015
    سیدی‌شهیر: در حین حفاری‌هایی که در سال 1970 در حوالی قصبه بُستانددَره انجام می‌یافت، بقایای آمفی‌تئاتر دوره روم پدیدار شد. چنین تخمین می‌شود که سیدی‌شهیر با آمدن و جایگیری حضرت سیدهارون‌ولی در سال 1310 تاسیس شده است. بیلیک اشرف‌اوغوللاری که در بی‌شهیر جای گرفته بود، به عنوان بخشی از دولت سلجوقی آناتولی، با در بر گرفتن سیدی‌شهیر تا سال 1327 و استیلای مغول، به حیات خود ادامه داد. با توجه به اطلاعات اخذ شده از سالنامه‌های عثمانی در رابطه با تاسیس این شهرستان، سیدهارون‌ولی از خراسان به قونیه نقل مکان کرده و قبل از قونیه به قصبه اُرتاکارااُرَن (کاراویران) که وابسته به این شهرستان می‌باشد، آمده و با جای گذاشتن ردپای تاریخی از خود، به موقعیت قرار گیری سیدی‌شهیر نقل مکان کرده‌بود. در این اثنا که هیچ واحد مسکونی در سیدی‌شهیر وجود نداشت، سیدهارون‌ولی، ابتدا با ساخت درهای (دیوارهای قلعه) قلعه شهری که طراحی نموده بود، اطراف محل سکونت را با دیوارهای بلند پوشانده و سپس بنای مسجد سیدهارون را آغاز و در سال 1310 آنرا برای عبادت باز نموده است. این مسجد به شکل یک مجموعه به همراه مسجد و دیگر مشتملات آن بنا شده‌بود. در این مجموعه تربت سیدهارون (1320)، تربت خلیفه سلطان (دختر سیدهارون‌ولی) (1367)، تربت رستم‌بی و سلطان خاتون (از سلاله تورگوت‌اوغوللاری؛ رستم بی، دخترش و پسرانش) قرار گرفته است. سیدی‌شهیر در 85 کیلومتری قونیه قرار دارد. سیدی‌شهیر از شرق با قونیه و چومرا، از جنوب با بُزکر و آک‌سکی، از شمال با بی‌شهیر احاطه شده است. کوه کوپه که از بخش غربی سیدی‌شهیر شروع شده و به سمت جنوب امتداد می‌یابد، در جنوب با کوه گیدَن گَلمَز که دارای منابع ارزشمند بوکسیت می‌باشد، ادامه می‌یابد. اراضی موجود از شمال غربی تا جنوب شرقی و دریاچه سوغلا، دشت هستند. شرایط آب و هوایی شهرستان ویژگی‌های شرایط اقلیمی عبوری از آب و هوای قاره‌ای به مدیترانه‌ای را داراست. شهرستان سیدی‌شهیر در دامنه کوه کوپه تاسیس شده‌است. ارتفاع کوه کوپه که جنوب غربی شهر را احاطه نموده‌است به 2551 متر می‌رسد و کوههای جنوبی نیز متعلق به رشته کوه توروس می‌باشند. در دامنه‌های کوه کوپه چشمه‌های فراوانی وجود دارد. علاوه بر این دریاچه‌های پینارباشی، کوغولو و بِل‌دیبی که در داخل شهر قرار دارند نیز از زیبایی‌های طبیعی هستند که آب خود را از سرچشمه‌های کوه کوپه می‌گیرند. زمانهای قدیم رفتن به قونیه از طریق بی‌شهیر میسّر بود و لی امروزه با باز شدن برزگراه قونیه آنتالیا، ارتباط آن با تمام نقاط ترکیه برقرار شده‌است. هم اکنون فاصله این شهرستان از قونیه 85 کیلومتر، از آنتالیا 208 کیلومتر و از ماناوگات 135 کیلومتر است. مکانهای توریستی: غار تینازتپه که با وجود سرچشمه‌های طبیعی آب و اینکه یکی از محل‌های سکونت خیلی قدیمی این شهرستان بوده است، یکی از زیبایی‌هایی است که به دیدن آن می‌ارزد. از آنجاییکه عملیات حفاری تا به امروز در آنجا انجام نشده‌است، بقایای سکونت آنتیک به صورت جالبی دست نخوردگی خود را حفظ کرده است. زیبایی‌های طبیعی و ویژگی‌های کوههای توروس، مراتع و شکارگاههای آن به گونه‌است که می‌تواند مورد توجه توریست داخلی و خارجی قرار گیرد. در سیدی‌شهیر تنها جایی که دارای ویژگی آبگرم می‌باشد، ایلیجا در داخل شهر است. پینارباشی و کوغولو نیز به عنوان منابع آب طبیعی دارای اهمیت می‌باشند. چنین استنباط می‌شود که قدمت آبگرم‌های واقع در قله ایلیجا به قبل از میلاد مسیح می‌رسد. آبگرم‌هایی که تخمین می‌شود بیماری‌های پوست، استخوان، زخم باز و زنان را شفا می‌دهند، یکی به صورت استخر باز و دو تای آنها به صورت استخر سرپوشیده در حال ارائه خدمات هستند. غار تینازتپه که بر سر راه قونیه-سیدی‌شهیر و آنتالیا (راه توریستی) قرار دارد، یکی از عجایب طبیعی است. مسجد و تربت سیدهارون، تربت محمّد قدّوسی، تربت حاجب‌عبدالله افندی، قلعه سیدی‌شهیر، تربت حلیفه سلطان، تربت رستم‌بی و سلطان‌خاتون، شهر رومی، شهر رومی آراس‌تپه، اِزیک‌تپه، شهر هیتیت، دیوارهای کلیسا، (قصبه کَتَن‌لی)، تپه باستانی آک‌چالار، تپه باستانی کارابوک، تاسیات آبگرم ایلیجا، تئاتر آنتیک واساتا، غارهای تینازتپه-گووَرجین‌لیک-فِوزینه، دریاچه‌های زیرزمینی، بقایای شهر وِروِریت، چشمه‌های تاریخی و بقایای شهر آرناوا، ایلیجا، پنارباشی، کوغولو، ماماندا، گُزپینار، چای‌باشی، بِل‌دیبی و ایچِری‌کیشلا به عنوان مهمترین مکانهای تاریخی و توریستی سیدی‌شهیر مورد توجه قرار می‌گیرند. در رشته کوههای توروس که در جنوب شهرستان امتداد یافته‌اند، شکارهایی چون گراز، بز کوهی، خرگوش و کبک زندگی می‌کنند. مرتع بولاماچ کازانی الما‌اوست، روستای کِچیلی، مُرتاش، مرتع سوسوزشاهاپ، موقعیت گُل‌یِری، مرتع کاراکیشلا، آلاجابِل، چشمه چاتال اُلوک، مرتع اِلمالی کوه گیدَن گَلمَز و محل های مشابه به عنوان محدوده‌های حفاظت شده حیات وحش و حیوانات وحشی تحت کنترل و نظارت بوده و توریست شکار در آنها انجام می‌شود.
  • Date
    9 July 2015
    سلچوک‌لو: گذشته تاریخی، فرهنگ، هنر، آموزش، علم و حیات نظامی سلچوک‌لو را نمی‌توان از قونیه جدا نمود. سلچوک‌لو که ترکیبی از قونیه تاریخی و قونیه قرن 20ام بوده و به عنوان پایتخت سلجوقیان آناتولی سلاطین زیادی را در خود پرورش داده است، راهنما و بستر حاکمیت 6 قرن دولت عثمانی بوده و از تاریخ و موقعیت بسیار ارجمندی برخوردار است. نظریات بسیاری در رابطه با کلمه سلجوق، که در بین قرنهای 11ام و 161م به یک سری دولت نیز اطلاق شده است، وجود دارد. در این رابطه و بنا بر نظریه عثمان توران به عنوان یک تاریخدان، اصل این کلمه سَلچوک نبوده و سالچوک می‌باشد. در ترانه های قدیمی، پیشوند سال در کلماتی مانند سالتوک، سالپور، سالور و ... مورد استفاده قرار گرفته است و این نیز نشان می‌دهد که اصل اسم سلچوک همان سلچوک می‌باشد. سلچوک به معنای سیل کوچک است. سلچوک و سلجوق هر دو از نظر گویش مطابق با زبان ترکی هستند. به غیر از ساختار این کلمه، کلمه سلچوک نام یک بزرگ کِنیک است که معلول جنگ‌های اسلامی بوده و از دولت اُغوزلار (یابگولوغو) جداشده است. نام سلچوک‌بی صدو هفت ساله، در زمان نوادگانش نام دولتی شد که استقلال خود را اعلام نمود. آن دولت بزرگ، سلجوقیان کبیر یا دولت جهانی سلجوق است. این دولت که همانند نامش از ترکستان تا آناتولی قاره‌های دنیای قدیم را در دست داشت، قبل از دادن جوانه‌های جدید از بین نرفت. یکی از دو جوانه آن دولت سلجوقی آناتولی است. آلپ ارسلان قاضی درهای آناتولی را به روی سلجوقیان کبیر باز کرده و آناتولی را به صورت وطن سلجوقیان آناتولی درآورده و در دست گرفت. قونیه در میان دشتی که در جوار یک دریاچه بود، تاسیس شده‌بود. در غرب آن کوههای تاککِلی و لُراس سر به فلک کشیده بودند. مهمترین آبهای جاری آن رودخانه مرام میباشد که از دره مرام سرچشمه گرفته و در تابستان باغ و باغچه‌های قونیه را آبیاری کرده و در زمستان به باتلاق آسلیم در شرق می‌ریزد.
  • Date
    9 July 2015
    تاش‌کَنت: تاش‌کَنت شهرستانی کوچک و دوست داشتنی است که در فلات تاشِلی توروس‌ مرکزی و در دره‌های عمیق گُک‌سو واقع شده‌است. اکثریت آن از ترکمن‌های متشکل از افشاری‌ها هستند که در میان سالهای 1250-1225 در تاش‌کَنت سکنی گزیدند. بر اساس اطلاعات موجود قصبه‌های آوشار، بالجی‌لار، بولای و چِتمی از طرف ترکمن‌های مهاجر تاسیس شده و سپس به مکانهای مسکونی تبدیل شده‌اند. محله مرکزی شهرستان تاش‌کَنت بر اساس برگه‌های تاریخی قدیمی‌ترین منطقه مسکونی می‌باشد. مرکز آن که در تاریخ به نام پیرلرکُندو شناخته می‌شود، در سال 1930 توسط والی عزت بی با نام تاش‌کَنت تبدیل به بخش شده و نهایتاً بر اساس قانون شماره 3392 منتشره در روزنامه رسمی شماره 19507 مورخ 4 ژوئیه 1987، شهرستان شده و از تاریخ 11 اوت 1988 فعالیت خود را تحت عنوان شهرستان آغاز نمود. تاش‌کَنت در 135 کیلومتری جنوب قونیه و به فاصله 100 کیلومتر از ساحل مدیترانه، در ناحیه مدیترانه واقع شده‌است. ولی با توجه به اینکه موقعیت آن در ارتفاعات تاشِلی از توروس مرکزی قرار گرفته، در آن می‌توان ویژگی‌های شرایط آب و هوایی مدیترانه‌ای و قاره‌ای را یکجا دید. با توجه به اطلاعات اخذ شده از سالنامه‌های عثمانی در رابطه با تاسیس این شهرستان، سیدهارون‌ولی از خراسان به قونیه نقل مکان کرده و قبل از قونیه به قصبه اُرتاکارااُرَن (کاراویران) که وابسته به این شهرستان می‌باشد، آمده و با جای گذاشتن ردپای تاریخی از خود، به موقعیت قرار گیری سیدی‌شهیر نقل مکان کرده‌بود. در این اثنا که هیچ واحد مسکونی در سیدی‌شهیر وجود نداشت، سیدهارون‌ولی، ابتدا با ساخت درهای (دیوارهای قلعه) قلعه شهری که طراحی نموده بود، اطراف محل سکونت را با دیوارهای بلند پوشانده و سپس بنای مسجد سیدهارون را آغاز و در سال 1310 آنرا برای عبادت باز نموده است. این مسجد به شکل یک مجموعه به همراه مسجد و دیگر مشتملات آن بنا شده‌بود. در این مجموعه تربت سیدهارون (1320)، تربت خلیفه سلطان (دختر سیدهارون‌ولی) (1367)، تربت رستم‌بی و سلطان خاتون (از سلاله تورگوت‌اوغوللاری؛ رستم بی، دخترش و پسرانش) قرار گرفته است. سیدی‌شهیر در 85 کیلومتری قونیه قرار دارد. سیدی‌شهیر از شرق با قونیه و چومرا، از جنوب با بُزکر و آک‌سکی، از شمال با بی‌شهیر احاطه شده است. کوه کوپه که از بخش غربی سیدی‌شهیر شروع شده و به سمت جنوب امتداد می‌یابد، در جنوب با کوه گیدَن گَلمَز که دارای منابع ارزشمند بوکسیت می‌باشد، ادامه می‌یابد. اراضی موجود از شمال غربی تا جنوب شرقی و دریاچه سوغلا، دشت هستند. شرایط آب و هوایی شهرستان ویژگی‌های شرایط اقلیمی عبوری از آب و هوای قاره‌ای به مدیترانه‌ای را داراست. شهرستان سیدی‌شهیر در دامنه کوه کوپه تاسیس شده‌است. ارتفاع کوه کوپه که جنوب غربی شهر را احاطه نموده‌است به 2551 متر می‌رسد و کوههای جنوبی نیز متعلق به رشته کوه توروس می‌باشند. در دامنه‌های کوه کوپه چشمه‌های فراوانی وجود دارد. علاوه بر این دریاچه‌های پینارباشی، کوغولو و بِل‌دیبی که در داخل شهر قرار دارند نیز از زیبایی‌های طبیعی هستند که آب خود را از سرچشمه‌های کوه کوپه می‌گیرند. زمانهای قدیم رفتن به قونیه از طریق بی‌شهیر میسّر بود و لی امروزه با باز شدن برزگراه قونیه آنتالیا، ارتباط آن با تمام نقاط ترکیه برقرار شده‌است. هم اکنون فاصله این شهرستان از قونیه 85 کیلومتر، از آنتالیا 208 کیلومتر و از ماناوگات 135 کیلومتر است. مکانهای توریستی: غار تینازتپه که با وجود سرچشمه‌های طبیعی آب و اینکه یکی از محل‌های سکونت خیلی قدیمی این شهرستان بوده است، یکی از زیبایی‌هایی است که به دیدن آن می‌ارزد. از آنجاییکه عملیات حفاری تا به امروز در آنجا انجام نشده‌است، بقایای سکونت آنتیک به صورت جالبی دست نخوردگی خود را حفظ کرده است. زیبایی‌های طبیعی و ویژگی‌های کوههای توروس، مراتع و شکارگاههای آن به گونه‌است که می‌تواند مورد توجه توریست داخلی و خارجی قرار گیرد. در سیدی‌شهیر تنها جایی که دارای ویژگی آبگرم می‌باشد، ایلیجا در داخل شهر است. پینارباشی و کوغولو نیز به عنوان منابع آب طبیعی دارای اهمیت می‌باشند. چنین استنباط می‌شود که قدمت آبگرم‌های واقع در قله ایلیجا به قبل از میلاد مسیح می‌رسد. آبگرم‌هایی که تخمین می‌شود بیماری‌های پوست، استخوان، زخم باز و زنان را شفا می‌دهند، یکی به صورت استخر باز و دو تای آنها به صورت استخر سرپوشیده در حال ارائه خدمات هستند. غار تینازتپه که بر سر راه قونیه-سیدی‌شهیر و آنتالیا (راه توریستی) قرار دارد، یکی از عجایب طبیعی است. مسجد و تربت سیدهارون، تربت محمّد قدّوسی، تربت حاجب‌عبدالله افندی، قلعه سیدی‌شهیر، تربت حلیفه سلطان، تربت رستم‌بی و سلطان‌خاتون، شهر رومی، شهر رومی آراس‌تپه، اِزیک‌تپه، شهر هیتیت، دیوارهای کلیسا، (قصبه کَتَن‌لی)، تپه باستانی آک‌چالار، تپه باستانی کارابوک، تاسیات آبگرم ایلیجا، تئاتر آنتیک واساتا، غارهای تینازتپه-گووَرجین‌لیک-فِوزینه، دریاچه‌های زیرزمینی، بقایای شهر وِروِریت، چشمه‌های تاریخی و بقایای شهر آرناوا، ایلیجا، پنارباشی، کوغولو، ماماندا، گُزپینار، چای‌باشی، بِل‌دیبی و ایچِری‌کیشلا به عنوان مهمترین مکانهای تاریخی و توریستی سیدی‌شهیر مورد توجه قرار می‌گیرند. در رشته کوههای توروس که در جنوب شهرستان امتداد یافته‌اند، شکارهایی چون گراز، بز کوهی، خرگوش و کبک زندگی می‌کنند. مرتع بولاماچ کازانی الما‌اوست، روستای کِچیلی، مُرتاش، مرتع سوسوزشاهاپ، موقعیت گُل‌یِری، مرتع کاراکیشلا، آلاجابِل، چشمه چاتال اُلوک، مرتع اِلمالی کوه گیدَن گَلمَز و محل های مشابه به عنوان محدوده‌های حفاظت شده حیات وحش و حیوانات وحشی تحت کنترل و نظارت بوده و توریست شکار در آنها انجام می‌شود.
  • Date
    9 July 2015
    توزلوک‌چو: ابراهیم حقی در کتاب شهر قونیه خود چنین می‌نویسد که در زمان قانونی، توزلوک‌چو به عنوان یک روستا با 15 خانوار تاسیس شد. بر اساس اطلاعات موجود، مردم توزلوک‌چو با آمدن از مراتع کَتَن‌لی دوغان‌حیصار، در حوالی ییلاق در منطقه‌ای که به آن توزلوک‌چو ویران می‌گفتند جای گرفته و سپس به دلایل نامعلوم از آنجا کوچ نموده و در مکانی که امروزه در محله بالا قرار دارد و در اطراف تپه‌ای به نام هویوک سکنی گزیدند. قافله دومی که به توزلوک‌چو آمد قبیله‌ای از ترکمن‌های افشار بودند که در دامنه‌های کوه سلطان زندگی می‌کردند. این قافله درمکانی که امروزه محله پایین نامیده می‌شود، سکنی گزیدند. روایت‌ها مختلفی در رابطه با انتخاب اسم توزلوک‌چو برای این شهرستان وجود دارد. بنا به روایتی کاروانهایی که برای آوردن نمک از شهرستانهای و روستاهای اطراف به دریاچه نمک می‌رفتند، در اینجا اقامت می‌نمودند و به همین دلیل نام توزلوک‌چو به آن اختصاص یافته است. بنا به روایتی دیگر، به دلیل عدم وجود درخت و اراضی رسی، به هنگام وزش بادهای شدید گرد و خاک زیادی برپا می‌شده که موجب شده تا به این منطقه تُزلوک‌چو گفته شود که به مرور زمان این اسم به توزلوک‌چو تبدیل شده است. توزلوک‌چو که در اوایل دوران جمهوریت روستایی وابسته به آک‌شهیر بود، در سال 1929 با یکپارچگی توزلوک‌چو بالا و پایین به بخش تغییر یافت. در سال 1949 و در نتیجه افزایش جمعیت آن به بیش از 2000 نفر ، شهرداری تشکیل شده و در 9 مه 1990 شهرستان شد. شرق آن با اِلگین، غرب آن با دریاچه آک‌شهیر و شهرستان سلطان‌داغی آفیون، جنوب آن با آک‌شهیر و شمال آن با یوناک احاطه شده‌است. شهرستان هیچ آب جاری ندارد ولی در بعضی از روستاها نهر‌های جاری موجود است. پوشش گیاهی شهرستان توزلوک‌چو استپ بوده و عموماً سرسبزی کمتر به چشم می‌آید. روستاهای مهاجر نسبتاً سرسبزتر هستند.
  • Date
    9 July 2015
    یالی‌هویوک: یالی‌هویوک که یکی از قصبه‌های بُزکر بود، در سال 1990 عنوان شهرستان را کسب نمود. تاریخ آن دارای ویژگی‌های مشترک با قونیه و شهرستان‌های اطراف است. بر اساس اطلاعات موجود، 200 سال پیش در اثر رانش زمین به حوالی دریاچه سوغلا منتقل شده‌است. در انتخاب محل سکونت جدید، کاهش مساحت دریاچه سوغلا و نیاز به استفاده بیشتر از آن مورد توجه قرار گرفته است. تپه باستانی (هویوک) واقع در مرکز شهرستان و اطراف آن منطقه حفاظت‌شده اعلام شده و ساخت و ساز در آن ممنوع است. از آنجاییکه در تپه باستانی (هویوک) تا به امروز هیچ تحقیق و حفاری باستانشناسی نگرفته‌است، به منابعی در رابطه با تاریخ این شهرستان دسترسی پیدا نشده‌است. یالی‌هویوک که از شمال با سیدی‌شهیر، از جنوب با آهرلی، از غرب با آک‌سکی و از شرق با بُزکر احاطه شده است، در یک منطقه هموار بنا شده‌است. در یالی‌هویوک که در کنار دریاچه سوغلا واقع شده، گذران زندگی از طریق فعالیت‌های کشاورزی بر روی زمین‌های حاصلخیز ناشی از پس‌رفت دریاچه، انجام می‌شود. مراتع تالابی واقع در کوههای توروس جنوب غربی یالی‌هویوک، هر ساله به عنوان مرکز مرتعداری مورد استفاده قرار می‌گیرد. شهرداری آن در سال 1972 و در مرکز شهرستان تاسیس شده‌است.
  • Date
    9 July 2015
    یوناک: یوناک یکی از شهرستان‌هایی است که محل حضور بسیاری از مدنیّت‌ها شده است. راه پادشاهی دولت لیدیا (راه طلایی) از شهرستان یوناک عبور می‌کند. بقایای راه موجود در باللی‌حصار وابسته به سیوری‌حصار، اطلاعاتی در رابطه با راه پادشاهی عرضه می‌نماید. از شواهدی که امروزه در دست داریم مشخص می‌شود که یوناک و اطراف آن از جنگل پوشیده بوده و باغداری در آن رواج داشت. دیدگاههای مختلفی در رابطه با منشاء نام یوناک وجود دارد. یکی از آنها کلمه یوناک (خود را بشوییم)که برای بیان خواسته و منظور اشخاصی است که در رودخانه کاراتاش لباس و حیوانات خود را می‌شستند. بر اساس دیدگاه دوم، تورگوت‌ها گوسفندان خود را در رودخانه کاراتاش شسته و با دیدن حیوانات تمیز، یونوآک (پشم سفید) گفته‌اند. این عبارت به مرور زمان به یوناک تغییر یافته است. یوناک که تا سال 1912 به قصبه چَلتیک وابسته بود، بعدها وابسته حاطیرلی شد. با انتقال مرکز شهرستان به جیهان‌بی‌لی، یوناک وابسته آک‌حصار شده و ماهیت بخش کسب کرده و در سال 1953 نیز شهرستان شد. این شهرستان در شمال غربی قونیه واقع شده‌است. از شرق با جیهان‌بی‌لی، از غرب با امیرداغ و سلطان‌داغ، از جنوب با اِلگین و کادین‌حانی و سارای‌اُنو، از جنوب غرب با توزلوک‌چو، از شمال با پُلات‌لی، هایمانا و چَلتیک همسایه است. بقایای حصار و پناهگاهها و غار در مرکز شهر، خرابه‌های شهر میسکامیت در قصبه تورگوت، ویرانه‌های قلعه در روستای هارونلار، قلعه واقع در مرتع تاشکینلار روستای هورسونلو و خرابه‌های شهر داخل آن، بقای شهر پیسیا در موقعیت‌های سامِت و کاپاک‌لی قصبه پیری‌بی‌لی، تپه باستانی (هویوک) و بقایای سنگ قبر‌های موجود در موقعیت مالچیکسان و همچنین کلیسا و خرابه‌های شهر در موقعیت کاراگُز به عنوان مکانهای تاریخی و توریستی اینجا به حساب می‌آیند.